چرا امدی؟؟؟؟ - تاریخ: 1391/6/29 ساعت: 22:09
  تو نیامده بودی که جای خالیت را پر کنی آمده بودی ببینی من با جای خالیت چه می کنم . . .    
راحت دروغ میگویی.... - تاریخ: 1391/6/29 ساعت: 22:09
  به اینکه راحت دروغ میگویی عادت کرده ام   ولی .... دلم میسوزه   وقتی برای اثبات دروغت ...   میگی .... به جون تو که دوستت دارم !!!  
به سلامتیه...... - تاریخ: 1391/6/14 ساعت: 15:37
سلامتی پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه. سلامتی کسی که بی کسه اما ناکس نیست. سلامتی دلی که هزار بار شکست اما هنوز شکستن بلد نیست. سلامتی کسی که تو اوج سختی و مشکلات به جای اینکه ترکمون کنه درکمون میکنه. سلامتی کسی که درد دل همه رو گوش میکنه ولی معلوم نیست خودش پیش کی درد دل میکنه. س...
نامه مادر به فرزندش.... - تاریخ: 1391/5/22 ساعت: 22:01
آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسها...یم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و درکم کن ... یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و باره...
عشق چیست؟ - تاریخ: 1391/5/22 ساعت: 21:58
  دختر 5 ساله ای از برادرش پرسید معنی عشق چیست برادرش جوابداد : عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو از كوله پشتی مدرسه ام بر میداری و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم  .      
لیلی و مجنون - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 3:49
به مجنون گفتن:پای سگ بوسیدنت بحر چه بود؟                                     گفت این سگ گه گاهی پیش لیلی رفته بود.                                   ........................................    اگر لیلی به مجنون داده میشد                                     دیگه هیچ عاشقی رسوا نمیشد
برداشت ازاد.... - تاریخ: 1391/5/31 ساعت: 16:42
  خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم     نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم     دلم دیگر به جان آمد در این شبهای تنهایی     بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو دارم     خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی     تو هم زجر جدایی را به تلخی میچشیدی     اگر چون من به مرگ آرزویت میرسیدی     پشیمان میشدی از ...
ندانستم..... - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 21:02
  خدا پرسید: میخورید یا میبرید؟   و من پاسخ دادم :میخورم. چه میدانستم لذتها را میبرند و حسرتها را میخورند.............
نزدیکتر از خودم به من - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 21:03
  گله مندانه به درگاهش رفتم به او گفتم:   مگر اینگونه نیست که همه جا با منی ؟   صدایم را میشنوی ؟   جوابم را میدهی؟   نزدیکمی حتی نزدیک تر از رگ گردن؟   پس چرا وقتی در ساحل قدم میزدم جز رد پاهای خودم چیزی ندیدم؟ ندا آمد ؟ اری ندیدی چون تو را در اغوش گرفته بودم و ان رد پای من بود.
صندلی داغ داغ - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 21:03
به صندلی داغ من خوش امدی "   گفت: پس می خواهی با من مصاحبه کنی؟   گفتم:اگر وقت داشته باشید.   لبخندی زد و گفت:وقت من بی نهایت است و برای انجام هر کاری کافی است. چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟   گفتم:چه چیزی بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب میکند؟   جواب داد:این که آنها از کودک ...
کوچه - تاریخ: 1391/5/17 ساعت: 21:04
  بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم   همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم   شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم   شدم آن عاشق دیوانه که بودم       در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید   باغ صد خاطره خندید     عطر صد خاطره پیچید:   یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم   پر گشودیم و در آن خلوت دل...
گارانتیمو بدین.... - تاریخ: 1391/6/27 ساعت: 19:31
  خدایا "مرا که افریدی گارانتی هم داشتم؟؟؟؟؟   دلم از کار افتاده........
دیر شد - تاریخ: 1391/6/14 ساعت: 16:40
  دیدی اخر مرا لمس کردی؟   ولی حیف سنگ قبر من احساس ندارد.......

برچسب‌های مرتبط

اس ام اس | دوری وفراغ | از چی بگم | دختری به نام |